سيد جلال الدين آشتيانى
375
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
مفهومى ندارند . ببراهين متعدد وجود و ماهيت در خارج متحدند و فقط مفهوما متخالفند ، و اختلاف باعتبار مفهوم با اتحاد خارجى منافات ندارد . مفاهيم علم و قدرت و اراده « در حق تعالى و ممكنات » با يكديگر متخالفند ولى بحسب وجود متحدند . محققان از حكما و عرفا ، تصريح كردهاند كه وجود زايد و عارض بر ماهيت است ؛ مرادشان از عروض و زيادتى ، زيادتى ذهنى و مفهومى است . ملا صدرا در كتب خود « 1 » خصوصا اسفار اين مسئله را مشروحا بيان كرده است و براهين متعدد بر زيادتى وجود نسبت به ماهيت ذكر كرده است وجود در ذهن هم باعتبار حصول ذهنى و وجود ظلى مقابل وجود خارجى زائد بر ماهيت نيست ، بلكه تخالف بين وجود و ماهيت بحسب مفهوم و حمل اولى است ، يعنى عقل قدرت دارد ماهيت را بدون لحاظ وجود تعقل كند ، چون مفهوم وجود هستى در مقابل نيستى است ، و مفهوم ماهيت مثل انسان « مثلا » حقيقتى است كه نسبت بوجود و عدم متساوى النسبه است ؛ چون وجود محال است . داخل در ذات ماهيت باشد . فقط حق تعالى است كه وجود زائد بر ذات ندارد . لحاظ وجود در مقام ذات ماهيت ، ملازم با وجوب وجود است ، و جزئيت وجود نسبت به ماهيت ، منافى با بساطت وجود است . وجود نه جزء ماهيات و نه عين ماهيات است ؛ بلكه وجود بحسب مفهوم و مصداق بسيط بلكه ابسط بسائط است . يكى از ادلّه بر عدم عينيت مفهومى وجود و ماهيت ، آنست كه ما كثيرى از ماهيات را بنحو تمام تصور مىنمائيم و از وجود خارجى و ذهنى آن غفلت داريم ، بلكه گاهى شك در تحقق آن مىنمائيم . اين دليل نيز مثل ساير ادلّهء زيادتى وجود نسبت به ماهيت ، زيادتى مفهومى را اثبات مىنمايد ، منافات با وحدت و عينيت خارجى ندارد . بنا بر اين ، در موطن تحقق علمى نيز وجود زائد و عارض بر ماهيت بحمل شايع نيست ، بلكه بحمل
--> ( 1 ) . رجوع شود به اسفار اربعه ، چاپ طهران ، 1282 ه ق . ص 60 ، 61 .